خوب بذارین کمی در مورد مدل کسب و کار و توسعه مشتری صحبت کنیم

ولی می‌دونید، قبل از اینکه شروع کنیم، یکی از اولین سوالاتی که می‌خوام بپرسم اینه که در واقع «شرکت» چیه؟

در واقع من - با گذروندن این دوره - چه چیزی را می‌خواهم شروع کنم؟

برای این دوره، فکر می‌کنم بهتره که از این تعریف استفاده کنیم:

یک شرکت، سازمانی تجاری است...

که یک محصول و یا خدمت مشخص رو در ازای کسب درآمد و سود می‌فروشه.

پس برای هدف این دوره من صراحتاً، موسسات خیریه و شرکت‌های غیرانتفاعی رو نادیده می‌گیرم.

بذارین شفاف بگم که شما می‌تونید از بوم مدل کسب و کار و روش توسعه مشتری برای

فرآیند راه‌اندازی شرکت‌های خیریه هم استفاده کنید، ولی داشتن اهداف نسبتاً منسجمی نظیر درآمدزایی

و سود، به صورت شفاف به ما این امکان رو می‌ده تا بفهمیم در مسیر موفقیت قرار داریم یا نه.

و به این ترتیب حالا به این پرسش می‌رسیم که، استارتاپ چیه؟

تعریف قبل برای یک شرکت - بزرگ - خوبه، ولی استارتاپ چه فرقی با یک شرکت داره؟

و اگر رو راست بهتون بگم، برای من که در 20 سال گذشته درگیر 8 استارتاپ بوده‌ام ...

در تمام این مدت نمی‌تونستم تعریف روشنی برای استارتاپ ارائه کنم.

همیشه فکر می‌کردم که استارتاپ جاییه که غذای مجانی هست،

جاییکه یک تیم کوچک فوق‌العاده هست و میتونی با خودت، سگت رو هم بیاری و همه خودمونین،

ولی هیچوقت به درستی نفهمیدم که هدف استارتاپ چیه!

و حالا اینجا تعریف خودم رو از کاری که به واقع در حال انجامش هستین، براتون توضیح می‌دم:

یک استارتاپ، سازمانی موقتی است که طراحی شده تا

در جستجوی یک مدل کسب و کار «قابل تکرار» و «مقیاس پذیر» باشه.

حالا اجازه بدین برگردیم و بخش‌های مختلف این جمله رو جداجدا بررسی کنیم، چون خیلی اهمیت داره.

مورد اول اینه که این سازمان موقتی است. هدف استارتاپ این نیست که استارتاپ بمونه!

استارتاپ هدف نهاییش اینه که به یک شرکت بزرگ و جاافتاده تبدیل بشه.

و این خودش جالبه، چراکه اگه در موردش فکر کنید، خصوصا اگر یک استارتاپ در حوزه وب/موبایل باشید ...

اساساً چیزی به عنوان یک استارتاپ 10 ساله وجود خارجی نداره!

اون یک استارتاپ 2 ساله است که به 8 سال تلاش ناموفق، چسبیده.

پس استارتاپ یک سازمان موقتیه؛ ولی قراره چه کاری در اون انجام بدین؟

خب، درحالیکه ممکنه فکر کنین (استارتاپ) حول یک محصول ساخته می‌شه یا شاید اگر بیشتر فکر کنید

می‌گید که باید سعی کنه مشتری جذب کنه، ولی نه!

یک استارتاپ طراحی شده تا به دنبال چیزی بگرده. خب، این خودش جالبه.

این دقیقا چیه که قراره جستجوش کنم؟ بیایید با هم ببینیم

اول اینکه، در استارتاپ دنبال چیزی هستید، که «قابل تکرار» باشه

و قابل تکرار یعنی اینکه اون چیزی که دوشنبه کار می‌کنه، چهارشنبه هم کار کنه.

و همینطور جمعه و هفته آینده، و ماه آینده هم کار کنه.

و این یعنی می‌خوام فرایندهایی برای بخش فروش، مارکتینگ و مهندسی پیدا کنم که قابل تکرار باشند.

و همچنین می‌خواهم که مقیاس پذیر باشه.

معنی مقیاس‌پذیر اینه که اگه من یک دلار بذارم دو دلار بردارم.

یا شاید یک دلار بذارم و ده دلار دربیاد!

و بهتره که به صورت مداوم از جیب خرج نکنم، وگر نه استارتاپی ورشکسته خواهم بود.

خب حالا می‌دونم که دارم دنبال چیزیکه «قابل تکرار» و «مقیاس پذیر» باشه، می‌گردم اما ...

اون یک چیز، چیه که باید دنبالش بگردم؟

چیزی که دنبالش می‌گردی یک مدل کسب و کاره

و ادامه این دوره بر مبنای چگونگی جستجو برای اون مدل کسب و کاره.

خوب پس بیایید ببینیم که چطور تبدیل به یک شرکت می‌شیم.

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟